روزشمار- 74 روز از خروج مهدي هاشمي گذشت
آیا میدانید مهدی هاشمی ۷۴ روز قبل جهت ماموریت از ایران خارج شده تا از دانشگاه آزاد اسلامی جاسبی درخارج کشور بازدیکند ولی هنوز ماموریت اتمام نیافته است
مهدی هاشمی فرزند آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني روز دوم شهريور از كشور خارج شد.
درحالی که طی سالیان اخیر بویژه چند ماه گذشته، خانواده آقای هاشمی رفسنجانی از انتشار برخی شایعات درباره خود گله مند بوده و معمولا" جریان های سیاسی منتقد خود را به تخریب گری متهم می كنند، به نظر می رسد انتشار این شایعات و شكل گیری فضای منفی موجود، بیش از هرچیز دیگری ناشی از رفتارهای نامناسب، تامل برانگیز و عدم توضیح درست این رفتارهاست.
به عنوان مثال سفر 2 ماهه مهدی هاشمی رفسنجانی به خارج از کشور یكی از مواردی است كه موجب بروز ابهامات متعددی شده و طبیعی است كه این ابهامات به بروز شایعات مختلفی در سطح جامعه بینجامد. دو ماه پیش در آستانه برگزاری دادگاه عوامل موثر در اغتشاشات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و در حالی كه اخبار و گزارش های متعددی مبنی بر دخیل بودن مهدی هاشمی در این حوادث در رسانه ها منتشر شده بود ، وی به طور ناگهانی از كشور خارج شد.
خروج مهدی هاشمی از كشور موجب بروز ابهامات فراوانی شد اما دانشگاه آزاد اسلامی در یك اطلاعیه رسمی اعلام كرد كه :« آقای مهدی هاشمی به عنوان رییس دفتر هیات امنا برای بازرسی از عملکرد این دفاتر به تعدادی از کشورهایی که دارای شعبه دانشگاه آزاد میباشند، مسافرت نمودهاند». اما بعد از گذشت حدود 60 روز مهدی هاشمی رفسنجانی هنوز در خارج به سر می برد و هر از چندی خبری در رسانه ها مبنی بر حضور وی در یك كشور( از لندن گرفته تا كویت و بیروت و امارات) منتشر می شود.
حال جای سئوال است كه این چه بازرسی و ماموریتی است كه دو ماه به طول انجامیده و هنوز موعد آن به سر نیامده است؟ مگر دانشگاه آزاد در چند كشور جهان دارای شعبه است كه بازرسی از دفاتر آن نیازمند این همه وقت است؟ نتایج این بازرسی ها و سركشی ها چه بوده و به چه كار آمده است؟اصولا" آقای مهدی هاشمی چه تخصصی در زمینه امور آموزشی و دانشگاهی دارند كه برای این ماموریت برگزیده شده اند؟

البته این سئوالات با اصل قرار دادن این موضوع است كه سفر طولانی مدت مهدی هاشمی به خارج صرفا" برای مامورت دانشگاه آزاد بوده و انشاء الله الرحمن هیچ ارتباطی با مسائل سیاسی و حوادث بعد از انتخابات ندارد!به نظر می رسد اگر آقای مهدی هاشمی و دانشگاه آزاد در خصوص همین سئوالات پاسخی دقیق و شفاف ارائه كنند ، حداقل بخشی از ابهامات در رابطه با این سفر برطرف شده و مسیر شایعات مسدود خواهد شد و نیازی به آن نیست كه بعد از انتشار وسیع شایعات ، منتقدان به عنوان تخریب گر و شایعه پراكن مورد حمله و هجمه قرار گیرند.
همچنين در چهارمين جلسه رسيدگي به پرونده آشوب هاي پس از انتخابات، مسعود باستاني از روزنامه نگاران فعال دوم خردادي با اشاره به محورهايي كه از سوي مهدي هاشمي رفسنجاني به مديريت سايت جمهوريت داده شده بود، گفت: حمله به عملكرد 4 ساله دولت و تضعيف نهادهاي قانوني كشور(سپاه ،بسيج، شوراي نگهبان و...) و القاي تقلب و التهابآفريني در انتخابات جزو محورهايي بود كه دستور كار داشتيم. همچنين حمزه كرمي مدير سايت جمهوريت اعلام كرد مهدي هاشمي در انتخابات پولشويي، سند سازي و از بيت المال هزينه مي كرد.
1- پشت کردن به سخنران فینفسه اشکالی ندارد اما مراقب باشید که آدم نمیتواند پشتش را طرف هر کسی بکند. قبل از پشت کردن به سخنران، نیمنگاهی به اصل و نسب وی بیندازید بد نیست.
2- خوب است هنگامی که پشتتان به سخنران است، از جای خود بلند شوید و دستانتان را جلو بیاورید و پاهایتان را یکی در میان روی زمین بکوبید. نخستینبار این کار را طرفداران «چلسی» در «استنفورد بریج» باب کردند که «آبراهاموویچ» خیلی خوشش آمد. البته مهاجرانی برای تماشای بازیهای چلسی به لندن نرفت بلکه موضوع امر خیر بود!!
3- برای آزار دادن سخنران لازم نیست که کفشتان را بر سر وی بکوبید؛ همین که کفشتان را در بیاورید، دفعتا بوی گندی از جورابتان به فضا میرود که عنقریب سخنران را خفه کند!
4- با استفاده از همین استراتژی«حرکت از پشت» توصیه میشود در روز 13 آبان پشتتان را به ملت کنید و از امت همیشه در صحنه اردنگی بخورید.
5- در روز 13 آبان خوب است پشتتان را به سفارت روسیه کرده و به جای بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه، ساختمان جلویی را اشغال کنید!
6- برعکس خاتمی، به صورت دندهعقب از میرحسین عبور کنید!!
7- برای نشان دادن اعتراض خود پشت به قبله نماز بخوانید! البته پشت به قبله، با کفش و ...
8- برای تشویش اذهان عمومی و مشوه کردن فضا، شلوار خود را پشت و رو بپوشید!
9- در حالی که پشتتان به سخنران است، به جای اینکه کفشتان را مستقیم بر سر سخنران بکوبید، آن را محکم به دیوار بکوبید تا برگردد بخورد به سر طرف!
10- میتوانید در هنگام پرت کردن کفش خود به سمت دیوار و در فاصله زمانی بازگشت کفش و اصابت به سرتان، اصوات مختلفی روانه طرف مقابل سازید. به عنوان مثال شعار «مرگ بر روسیه» در این فاصله زمانی مناسب است اما پس از احساس درد ناشی از اصابت کفش خودتان به سر خودتان میتوانید شعارهای دیگری بدهید؛ شعارهایی که توطئه اصابت کفش بر سرتان را برای مردم فاش کند.
11- خواهشمند است بر اساس عمل به ضربالمثل معروف «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»
هر کاری را بموقع و در مکان خود انجام دهید.
|
سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸
در غیاب مهدی هاشمی، سایت آینده به طور کامل در اختیار علی لاریجانی قرار گرفته است. لینک برخی اخبار سایت الجوار به مدیریت مسوول دفتر علی لاریجانی: http://www.aljewar.org/news-13110.aspx http://www.aljewar.org/print-14890.aspx در حال حاضر جلسات اعضای سایت آینده با محمد جعفری به طور منظم برگزار میشود.
لازم به یادآوریست علاوه بر آینده، سایت خبر نیز در اختیار دکتر علی لاریجانی، قرار دارد.
|
رسايي از منتقدان عملکرد رييس و هيات رييسه فراکسيون اصولگرايان در سال نخست فعاليت آن است.
"روح الله حسينيان" نماينده تهران نيز وقتي با سوال خبرنگاران درباره
انتخابات فراکسيون اصولگرايان مواجه شد، به خنده گفت: اينکه ما
شکست خورديم علامت اين است که تقلب شده است!
«خبرنامه دانشجویان ایران» با کسب اطلاع از این جلسه گزارش داد: خاتمی که طبق برنامه ریزی قبلی نمیخواست اینقدر زود به دیدار حجاریان برود پس از آنکه فشار اعضا و اشخاص شاخص احزاب اصلاح طلب را برای بازگرداندن حجاریان به مواضع قبلی ناکام دید به منزل وی رفت.
در این دیدار خاتمی خطاب به حجاریان می گوید که ما دلیل صحبت های درون زندان شما (حجاریان) را درک می کنیم و به خاطر این صحبت ها ناراحت نیستیم.
وی در ادامه به حجاریان خاطر نشان می کند که به هیچ وجه انتظار بازگشت حجاریان از مواضع دوران زندان را ندارد.
رسانه های اصلاح طلب که این دیدار را پوشش داده اند بیشتر از شوخی های ردوبدل شده میان این دو چهره شاخص خبر داده اند.
در حالی که صحبت های مهم خاتمی نشان می دهد تلاش اصلاح طلبان و
یاران رئیس جمهور سابق برای اتخاذ مواضع رادیکال از سوی حجاریان
به شکست انجامیده است، به نظر می رسد
عبارات فوق نوعی فرار رو به جلو توسط خاتمی برای سرپوش گذاشتن روی دیدگاه های اخیر حجاریان است.
آقای خاتمی واقعا برای شما و دوستان شما متاسفیم
ثانيهنيوز- حميد رسايي- یک سال قبل فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم با ساز و کاری جدید و بر خلاف شیوه مجلس هفتم با ترکیب استانی آغاز به کار کرد. اکنون که یک سال از فعالیت این فراکسیون می گذرد و در آستانه سال دوم فعالیت آن قرار داریم، با توجه به بند دوازدهم عنوان خط مشی و راهبردهای اساسنامه فراکسیون که گسترش فرهنگ نقد و پرسشگری را به عنوان یک اصل این جریان معرفی کرده ، عملکرد ریاست سال اول فراکسیون اصولگرایان را در ترازوی نقد قرار می دهم . امیدوارم این نقد مستدل و مشفقانه در درجه اول مورد توجه آقای لاریجانی به عنوان رییس سال اول فراکسیون و دیگر اعضای محترم فراکسیون قرار گیرد. بدیهی است که انتظار است اعضای شورای مرکزی فراکسیون در سال دوم قبل از انتخاب هیات رییسه جدید در این موارد تامل کنند.اصرار بر نگارش این نقد و همچنین انتشار عمومی آن وقتی ضرورت یافت که دیدم در چند روز اخیر برخی از سایت های اینترنتی، خبرگزاری ها و روزنامه ها به شکل غلوآمیزی در خصوص استمرار ریاست آقای لاریجانی بر فراکسیون اصولگرایان تلاش می کنند و اساسا در تحلیل های خود، فکر کردن در خصوص تغییر رییس فراکسیون را گناه نابخشودنی قلمداد می دانند.
نمونه جالب آن گزارشی است که روزنامه خبر(سخنگوی رسانه ایی آقای لاریجانی) در هفته گذشته به چاپ رساند و در سوتیتر آن به نقل از یکی از نمایندگان نوشت : " تغییر ریاست فراکسیون اصولگرایان نقض استقلال مجلس را در پی خواهد داشت" همین روزنامه در روتیتر خود آورد : " چه کسانی از فروپاشی فراکسیون اصولگرایان سود می برند" !
در حقیقت این جریان به صراحت تغییر لاریجانی از ریاست فراکسیون اصولگرایان را باعث فروپاشی جریان اصولگرایی و ناقض استقلال مجلس معرفی می کنند؟! بکار بردن این تعابیر در باره آقای لاریجانی و قائل شدن چنین شأنی برای ایشان– با همه احترام و ارادتی که برای ایشان قائلم - همانند کاری است که عده ای برای رونق کسب و کار خود در حق آقای هاشمی رفسنجانی با معرفی ایشان به عنوان نماد نظام کردند تا جایی که انتقاد از ایشان یا عدم انتخاب وی در انتخابات نهم ریاست جمهوری را به معنی روگردانی و ضربه به نظام تبلیغ می کردند. البته این انتقاد هرگز به معنای نفی خدمات آقای هاشمی رفسنجانی و لاریجانی نیست اما از یاد نبریم که "نازنینی تو ولی در حد خویش".
بی شک اگر این ادبیات مدح و ستایش غیرمعقول را بی احترامی به مجلس و دیگر نمایندگان اصولگرا ندانیم، حداقل باید به دلیل دفاع بد، آن را نوعی تخریب آقای لاریجانی دانست. کانه این افراد ستایشگر، آقای لاریجانی را مالک مجلس می دانند که همه ما در سایه ایشان در قید حیات اصولگرایی به سر می بریم.
بسیاری از ما با همه خدماتی که احمدی نژاد در این سال ها برای انقلاب داشت - تا جایی که به تعبیر رهبری انقلاب ، دولت نهم جوهره حقیقی انقلاب را زنده کرد - هنوز چنین شأنی را برای رییس جمهور قائل نیستیم! جالب اینجاست که همين روزنامه ها و برخی از همین نمایندگان، حمایت های ما از ویژگی های مثبت و مورد تایید رهبری و مردم احمدی نژاد را عمل یک وکیل الدوله می نامند. با این حساب، این نمایندگان مداح آقای لاریجانی را چه باید نامید؟ البته سکوت آقای لاریجانی در برابر این حمایت های غیر منطقی در تشدید این فضا بی تاثیر نیست که امیدواریم با تذکر ایشان این روند پایان یابد.
واقعیت آن است که اساسنامه فراکسیون اصولگرایان به دلیل ویژگی های شخصیتی آقای لاریجانی از یک سو و همچنین همراه شدن ریاست فراکسیون با جایگاه ریاست مجلس از سوی دیگر در طول سال گذشته در موارد متعددی نقض شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
نقد اول- بر اساس بندهای بیست گانه تحت عنوان خط مشی و راهبردها اساسنامه و همچنین بر اساس اهداف پنجگانه که در اساسنامه به آن اشاره شده، فراکسیون اصولگرایان باید مجموعه ای فعال، منسجم، پرانرژی و تاثیرگذار در خصوص مسائل مهم کشور باشد، در حالی که این فراکسیون در سال گذشته که مهمترین حوادث سیاسی کشور را در دل خود داشت، مجموعه ای منفعل، بی تحرک و غیرمنسجم بود و به همین دلیل، نتوانست در مواقع اضطراری و حساس ، نقش آفرین و تاثیرگذار در حوادث کشور باشد. نمونه تلخ آن نحوه ورود و کارکرد فراکسیون اصولگرایان در انتخابات دهم و حوادث پس از انتخابات بود.
در کوران فتنه هایی که به تعبیر رهبری ، خواص جامعه مردودین اصلی آن بودند ، فراکسیون اصولگرایان هیچ نقشی ایفا نکرد ، دریغ از برپایی جلسات توجیهی در برابر سیل تیرهایی که با پشتوانه دلارهای خارجی سینه ولایت را هدف گرفته بود، دریغ از ایجاد انسجام در برابر تذکرهای بی موردی که هر روز فرصت آن به جریان اقلیت داده می شد تا در صحت و سلامت انتخابات خدشه وارد کند و سپاه ، بسیج و نیروی انتظامی را مورد هدف قرار دهد و ... .
آیا کسی از نقش آفرینی این فراکسیون در خصوص ایجاد وحدت جریان اصولگرایی کشور در باره موضوعات مهمی چون انتخابات دهم و حوادث پس از آن، هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف، رای به کابینه، بودجه و حتی نحوه تعامل و نظارت بر دولت و... ردپایی می یابد؟ اگر نامی از جریان اصولگرایی دیده می شود، به فعالیت فردی تک تک اصولگرایان برمی گردد که بر اساس تشخیص درست از بیانات و رهنمودهای رهبری و رصد کردن تحرکات رقیب داخلی و دشمن خارجی بدست آورده بودند.
در تمام این موضوعات به دلیل عدم رهبری درست فراکسیون و عدم بحث و بررسی در فراکسیون، اختلافات تشدید شد و نمایی نامناسب از این فراکسیون در ذهن جامعه نقش بست و این همه در حالی است که بر اساس بند (ب) ذیل شماره 6 اساسنامه در صفحه 4 : " همه نقطه نظرات متفاوت در داخل فراکسیون باید طرح شود و ضمن پرهیز از کشاندن اختلافات به خارج از فراکسیون ، نظر جمع قبول گردد."
نقد دوم - بر اساس قواعد فعالیت تشکیلاتی و تبصره های سه، چهار و پنج ذیل ماده دو اساسنامه، رعایت نظم در برقرای جلسات مختلف فراکسیون از بدیهی ترین اموری است که این مجموعه را می توانست به اهدافش برساند، اما متاسفانه به دلیل مشغله کاری رییس محترم مجلس، در موارد بسیاری جلسات هیات رییسه و همچنین جلسات شورای مرکزی و حتی در مواردی جلسات مجمع عمومی برگزار نشد و یا با تاخیر برگزار شد.
به جاست آقای لاریجانی قبل از اصرار برای ریاست مجدد فراکسیون، ابتدا گزارشی از اقدامات، فعالیت ها و همچنین تعداد جلسات برگزار شده هیات رییسه و شورای مرکزی را ارايه کنند تا بررسی شود که طبق اساسنامه عمل شده یا نه؟ متاسفانه علی رغم انتخاب نایب رییس فراکسیون به دلیل اصرار رییس فراکسیون جهت شرکت در جلسات، در موارد متعددی اجازه برپایی جلسه به نایب رییس هم داده نمی شد؟!
نقد سوم- بر اساس بند (ج) ذیل شماره 6 اساسنامه، رعایت مرزبندی کلی بین جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی در مجلس لازم و ضروری است. متاسفانه در مواقع بسیاری شاهدیم که این مرزبندی شکسته شد، از جمله تهیه لیست های مشترک در خصوص معرفی اعضای پیشنهادی کمیسیون ویژه اصل 44 و کمیسیون تحول اقتصادی که با اصرار رییس فراکسیون ، اسامی برخی از اصلاح طلبان در لیست اصولگرایان گنجانده شد ! متاسفانه این تصمیمات فردی که به هیچ وجه اراده جمعی اصولگرایان پشتوانه آن نبود ، شائبه نوعی باج دهی به جریان اقلیت بویژه در انتخابات هیات رییسه مجلس را به دنبال داشت که البته هنوز هم بر طرف نشده است.
همچنین بر اساس بند (الف) ماده 2 ، مجمع عمومی فراکسیون فقط باید با حضور نمایندگانی که اساسنامه و آیین نامه فراکسیون را پذیرفته باشند و در فراکسیون اقلیت نیز عضو نباشند ، تشکیل شود. این در حالی است که در موارد متعددی برخی از اعضای فراکسیون اصلاح طلبان با چراغ سبز روسای فراکسیون در جلسات مجمع عمومی فراکسیون اصولگرایان شرکت کردند و حتی برگه رای نیز دریافت کردند که دو بار مورد اعتراض اینجانب و برخی دیگر از نمایندگان اصولگرا قرار گرفت و البته هربار رییس محترم فراکسیون به توجیه حضور آنان پرداخت.
نقد چهارم- بر اساس تبصره ذیل بند 1 ماده 2 اساسنامه ، تبعیت از تصمیمات فراکسیون برای تمام اعضا الزامی است و در صورتی که عضوی از مصوبه ای قانع نشده باشد ، به نظر شخصی خود عمل می کند ولی نباید علنا با نظر فراکسیون مخالفت کند. متاسفانه عملکرد رییس فراکسیون و اصرار ایشان برعدم اعلام حمایت مجلس از کاندیدای خاص و مقاومت در برابر تصمیم اکثریت اعضا در خصوص انتخابات دهم، سبب شد تا فضایی به وجود آید که تنی چند از اعضای فراکسیون اصولگرایان رسما ستادی را به نام اصولگرایان حامی موسوی راه اندازی کنند.
مقاومت آقای لاریجانی و برخی اعضای دیگر در برابر تصمیم جمعی نمایندگان سبب شد تا علی رغم حمایت حدود دویست نماینده اصولگرا از کاندیداتوری احمدی نژاد، بیانیه رسمی این فراکسیون سه روز مانده به انتخابات صادر شود که حتی به اندازه یک تیتر هم تاثیری در روند انتخابات و تصمیم جامعه نداشت و به نوعی بی اهمیت ترین خبر در آن مقطع به حساب آمد!
نقد پنجم- بر اساس بند 4 ماده 2 اساسنامه با پیشنهاد شورای مرکزی و رای مجمع عمومی، از بین روحانیون مجلس باید پنج نفر به مدت دو سال به عنوان هیات داوری انتخاب شوند تا با نظارت خود، موارد نقض اساسنامه توسط اعضا و هیات رییسه را بررسی کنند. متاسفانه علی رغم ضرورت فعالیت چنین مجموعه ای که از امتیازات فراکسیون اصولگرایان است، هرگز نسبت به تعیین این افراد اقدام نشد! و هر بار که این موضوع در دستور کار شورای مرکزی قرار گرفت با بهانه ای به فرصت دیگر موکول شد . ظاهرا تشکیل این هیات، نوعی قدرت موازی موثر در کنار رییس فراکسیون قلمداد می شد به همین دلیل از تشکیل آن ممانعت به عمل می آمد.
بهم ریختگی، عدم انسجام و تضاد در این فراکسیون تا آنجا پیش رفت که حتی همان کسانی که برای آقای موسوی ستاد انتخاباتی زده بودند ، با عنایت رییس فراکسیون فرصت یافتند تا در جلسه مجمع عمومی ، درباره ویژگی ها و شرایط کابینه دهم دولت اصولگرا سخنرانی کنند؟!!
سوگمندانه باید گفت که اصولگرایان مجلس هشتم، علی رغم این که اکثریت را در این دوره در اختیار داشتند، وضعشان از اقلیت سیاسی مجلس هم بدتر بود و این تنها به دلیل رفتارهای مدیریتی آقای لاریجانی و تحمیل نظرات شخصی ایشان بر فراکسیون بود.
معلوم نیست آقای لاریجانی که در امور سیاسی کشور پرچم چند صدایی را به دست گرفته اند و سعی می کند نقطه جوش جریانات مختلف و حتی متضاد باشند، چرا در خصوص اداره مجلس و فراکسیون این گونه عمل نمی کنند؟ روشن نیست که چرا آقای لاریجانی ، رییس فراکسیون اصولگرایان را رقیب خود می پندارد و نه رفیق؟ چرا فراکسیونی شاداب و فعال را در تقابل با ریاست مجلس می بیند و نه کمک کار آن؟
آیا وقتی دکتر حداد عادل با پذیرفتن ریاست مجلس هفتم، شخصا از پذیرش ریاست فراکسیون سرباز زد، بیشتر به خود و فراکسیون اصولگرایان خدمت کرد یا وقتی که دکتر لاریجانی مصرانه تمام ساز و کارها را طوری فراهم می کند تا این دو ریاست در یک نفر خلاصه شود!؟ معلوم نیست که چرا "مشاور رییس مجلس" هر روز به نمایندگی از "رییس فراکسیون اصولگرایان" از آمادگی ایشان برای استمرار ریاست فراکسیون سخن می گوید؟ و این موضوع را به اعضای فراکسیون وانمی گذارد؟
* و اما سخنی با همکاران جدید شورای مرکزی اصولگرایان
در حال حاضر با توجه به اتمام دوره اول هیات رییسه فراکسیون اصولگرایان، بر اساس بند 3 ماده 2 اساسنامه ، هیات رییسه فراکسیون توسط شورای مرکزی از میان اعضای شورای مرکزی و یا اعضای فراکسیون انتخاب می شود. اکنون هیات رییسه سنی سال دوم که مسئولیت برگزاری انتخابات و تعیین هیات رییسه سال دوم را دارد، فرصتی فراهم آورد تا هر یک از اعضا که تمایل دارند بتوانند خود به عنوان کاندیدا در این انتخاب حضور یابند و یا برادر دیگری را به عنوان کاندیدا معرفی کنند.
قطعا جدا کردن ریاست مجلس از ریاست فراکسیون، نه تنها فشارهای ناشی از سلایق مختلف را از دوش آقای لاریجانی برمی دارد بلکه انتخاب فردی فارغ البال باعث تحرک بیشتر فراکسیون و طبعا با توجه به اشتراک اهداف اصولگرایی، نتایج پرباری برای این جریان به دنبال خواهد داشت.
همچنین ضروری است شورای مرکزی در نخستین جلسه خود بر اساس اساسنامه از میان روحانیون محترم مجلس، اعضای هیات داوری جدید را انتخاب کنند تا ضمن نظارت دائمی بر رفتار فراکسیون، در مواقع لازم و ضروری بتواند از ماندگاری تمام اعضای خود در مسیر اصولگرایی محافظت کند.
یک منبع آگاه گفت:طرح برون رفت کمیته شش نفره اصولگرایان برای ایجاد وفاق ملی است که در آن عذرخواهی برخی چهره ها پیش بینی شده است.
به گزارش
یک منبع آگاه درگفت و گو با
وی درباره جزئیات این طرح گفت:این طرح برای ایجاد وفاق ملی با محوریت رهبری تهیه شده که البته دربخش هایی از این طرح پیش بینی شده برخی چهره ها عذرخواهی کنند تا وفاق ملی شکل بگیرد اما چهره ای مانند هاشمی با این طرح مخالف است به همین دلیل در جلسه خود با اعضای شورای مرکزی خانه احزاب اسامی این 6 نفررااعلام کرده است.
این منبع آگاه درادامه اظهار داشت:در حال حاضر برداشت این کمیته شش نفره این است که افرادی مانند هاشمی منافع و نجات خود رابر منافع کشور ترجیح می دهند.
همچنین این منبع آگاه از تصمیم کمیته شش نفره برای پیگیری این طرح از راههای دیگر پس از مشورت با سران نظام خبر داد.
دراینجا ما معمولا" به جای کلمه متهم از مهمان استفاده میکنیم.همان بازجوئی هستم که آقای ابطحی بارها گفته که بامن دوست است و خیلی از شماها هم در کامنت هائی که براي آقاي ابطحي و حتي در ساير سايتها و وبلاگها نوشتید و باور نکرده اید.بعضی ها هم هرچه خواسته اید،گفته اید و به صورت طنز و جد هم در مورد من مطلب نوشته اید. پس از دستگيري آقاي ابطحي وقتی قرارشداز ایشان بازجویی کنم درمورد وی تحقیقات زيادي کردم.
دستی در وبلاگنویسی دارم و درسرچ های اینترنتی در مورد آقای ابطحی کلی مطلب خواندم.از روز اول دوکار را همزمان انجام دادم.یکی به عنوان بازجو در برابر متهم یا کارشناس در برابر مهمان ، وظیفه ام در این جایگاه این بود که بدون رودربایستی تمام نقاط ابهام در مورد اتهامات ايشان را پيرامون انتخابات و حوادث بعد از آن را مشخص و پرونده وي را تکمیل کنم و يكي هم رعايت اصول اخلاقي اسلامي در برخورد با همنوعان.خیلی جدی هم این کار ها را دنبال کردم. در آن روزها همزمان خودم را در كنار كسي می دیدم که هردو از یک قبیله بودیم.
قبیله انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی .ولی با نظر و سلیقه هاي متفاوت فراوان.چند روز تمام بدون اینکه یک کلمه از او بازجوئی بخواهم وروی کاغذ چیزی بنویسد، باهم حرف زدیم. در باره امکان تقلب، در باره آشوبهای خیابانی، در باره نا امنی ايجاد شده آن موقع ، در باره اين كه چرا شيريني اين انتخابات را به كام مردم عزيز ما تلخ كردند و........اختلاف نظر های فراوانی داشتیم ولی نا امید نشدیم. هردو جدی بحث میکردیم. کم کم نظراتمان به یکدیگر نزدیک شد تا جائی که به قول شماها همدیگر را درک کردیم. کار فوق العاده ای نکردم ولی وظیفه انسانی ام این بود که در تمام مراحل ادب و حرمت انسانی را رعایت کنم.می دانستم زندان برای آقای ابطحی سخت است. بازجوئی از کسی که معاون رئیس جمهور وقت ( آقاي خاتمي ) و از سران جبهه اصلاح طلبی بوده، کار دشواری بود.
با اینکه اصل دستگیری تصمیمی فراتر از من بود، اما سعی کردم در کار خودم ادب اسلامي را كه از آموزه هاي حضرت امام (ره) و پس از آن مقام معظم رهبري بود، رعايت كرده، و در ایشان امید را زنده نگهدارم. حس میکردم آقای ابطحی هم مثل خیلی از شماها باور نمی کرد بازجويش چنین رفتاری با وي داشته باشد، آخه چند سال پيش ايشان فقط بر اساس شنيده مطالبي را در مورد نحوه برخورد با زندانيان نوشته بود و فكر ميكرد شايد آن شنيده ها صحت داشته باشد.گمان میكرد این کار من یک تاکتیک است. امابالاخره گفت که نظرش برگشته است. گرچه تا حالا هم باور نکرده است که زندان همیشه این گونه بوده.معتقد است این بار این اتفاق، استثنائی در زندان افتاده است اما من میگویم دفعات قبلی هم همین طوربوده است. در اين مدت آقای ابطحی را يكروز به دادگاه برده بودند. معتقد بود که حرف هایش در دادگاه اعتراف نیست
میگفت این حرف ها را قبل از زندان هم زده ام .اما به نظر من اين حرفها را اگر هم زده بوده در جمع خودشان بوده و اگر براي عموم حتي از طريق همان وبلاگش اطلاع رساني ميكرد كه اينطور نميشد. من معتقدم بسیاری از آنها در اثر گفتگوهای طرفيني بين ايشان و بنده بوده است. قصد ندارم آنچه را که وظیفه نساني و انقلابي ام بوده است و میتوانستم در اختیار ایشان قرار دهم و به او كمكي كرده باشم تا دوران بازداشت به وي سخت نگذرد را به زبان بیاورم.امیدوارم اگر كاري انجام شده مورد رضای حضرت حق باشد. به قول آقاي ابطحي دستگاه قضائی در این میان چند روزي دچار تغییرات به لحاظ انتصابات و....شد و ميگفت آزادي اش به تاخیر افتاده است.
از آنجايي كه آقاي ابطحي به من گقته بود كه قبلا" به وي ميگفتند معاون اينترنت باز رئيس جمهور هست و ميدانستم وب سايتي دارد بنا به تقاضاي خودش و مساعدت من قرار شد وبلاگش را را به روز کند. ایشان هم كارش را شروع كرد و این یک امر کاملا" طبیعی بود. برای آقای ابطحی هم قابل قبول بود که بالاخره اينجا مقرراتی دارد. عصرها آقای ابطحی به اطاق من میآید.ایشان وبلاگ خودش را به روز ميكند و من هم كار خودم را انجام ميدهم.چند تا عکس هم به تقاضاي ايشان از وی و آقایان عطریان فر و سعید شریعتی با هم گرفتیم که مورداستفاده آقای ابطحی قرار گرفت.اما بعضي از دوستان سايبري ايشان تحمل ديدن مطالب وي را نداشتند و دو سه روزه سايت وي را هك و يا با سفارشهاي آنچناني شان با اونوري ها، سایت را مسدود كردند به طوري كه اين وبلاگ نویس مهمان ما را هم دلگير و ناراحت نمودند. گویا مرگ خوب است اما براي همسايه ؟؟!!.
شما دوستان ميدانيد كه کشور به شغل های مختلفی احتیاج دارد. یک بخش آن کارهایی مانند كار ما است. مهم این است که هر کسی درکار خودش بر اساس اصول انسانی و آداب اسلامی و انسانیت رفتار کند.ما و شما قبل از هر چیزی در اصل انسانیت مشترک هستیم اگر در کاری که دیگران باور نمیکنند که میشود انسانی رفتار کرد، حرمت انسانی رعایت شود با ارزش تر است.من از اینکه در کشورم در سايه ولايت و محبت مردم عزيزم برای حفظ امنیت آن انجام وظيفه مينمايم بسیار مفتخرم.و از این که وظیفه ملی ام را با رعایت همه اصول انسانی و انقلابي انجام میدهم مفتخرترم. آقای ابطحی که در نوشته ها ي سايتش و گفته هايش با بستگان و دوستان وحتي نوشته هاي ناگفته اش و گفته هاي نانوشته اش به من لطف دارد باورم این است که بعد از زندان هم همین لطف را نسبت به من خواهد داشت. من هم آقاي ابطحي و ساير هموطنان عزيزم را كه از قبيله انقلاب اسلامي و از پيروان حقيقي راه امام خميني ( ره ) هستند دوست دارم و اميدوارم كه همه ما با وحدت و برادري در زير چتر ولي امر مسملين، ايرانياني سرافراز همچنان گذشته در كنار هم باشيم و طمع ورزي دشمنان ديو سيرت را به يأس و نا اميدي مبدل سازيم . انشاء الله.
اصراری ندارم که به شما ثابت کنم از زندان بودن آقاي ابطحي خوشحال نيستم، دوست دارم ايشان همانند ساير هموطنان، در كنار خانواده محترمشان باشد .علاقمند بودم حالا که نزدیک به چهار ماه است ايشان مهمان ما هستند، از آقای ابطحی خواستم يكروز من مهمان سایت ايشان باشم و با شما عزيزان صحبتی کرده باشم. خوشبختانه آقای ابطحی هم با کمال میل موافقت کرد .
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود ........ کاین شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد.
حالا قصه من و آقای ابطحی هم قصه گلاب و گل شده است. امیدوارم بعدها هم آقای ابطحی بخواهد برای وبلاگش بنویسم.
به گزارش "البرز"،پس از انقلاب و با اوج گرفتن فضای انقلابی خانواده "ع م" با مراجعه وپیگیریهای متعدد فرزند خود را جزو مفقودین این واقعه انقلاب معرفی و خواستار نامگذاری کوچه محل سکونتشان به نام "شهید"ع م" مینمایند .
این خبر درحالی به گوش میرسد که هم اکنون سلامت جسمی "ع م "محرز شده و موضوع مفقود شدن وی یک ادعا برای فرار از طلبکاران بوده است .
این کوچه در محله سرآسیاب دولاب از محلات منطقه 14 بوده وبا وجود احراز سلامت "ع م" هنوز نام این کوچه با نام شهید "ع م" دیده میشود .
«ع م» كه از توزیع کنندگان مشهور مواد مخدر اين محله محسوب مي شده، با استفاده از فضاي شلوغ و بهم ريخته سال 57، براي گريز از طلب كاران، خود را شهيد جمعه خونين هفدهم شهريور جا زده و متواري شد.
وي چند سال بعد به صورت مخفيانه به منزل خود مراجعت كرد، اما از سوي برخي اهالي محل شناسايي شد ولي پيش از دستگيري بار ديگر به زندگي زيرزميني خود بازگشت.
شنيده ها حاكي است، به تازگي مسعود زريبافان رييس فعلي بنياد شهيد و امور ايثارگران دستور پيگيري علل مختومه نشدن پرونده شهادت اين شخص را صادر كرده است.
باتوجه به امکان سوء استفاده از موضوع مذکور درفضای کنونی البرز خواستار صدور دستور پیگیری سریع و انعکاس شفاف پرونده مذکور ازسوی بنیاد شهید وامور ایثارگران بوده و بجهت تنویر افکار عمومی آمادگی خود را جهت انعکاس نظر این سازمان اعلام میدارد.
به گزارش خبرنگار ثانيهنيوز، طبق سنت مرسوم در مجلس خبرگان رهبري از ابتداي انقلاب تاكنون، رييس اين مجلس، بايستي محتواي بيانيه پاياني را مورد تاييد قرار دهد كه در اجلاس ششم مجلس چهارم خبرگان رهبري، آيت الله هاشمي رفسنجاني رييس اين مجلس، سه شرط را براي تاييد بيانيه پاياني ابراز داشت.
در ابتداي اجلاس ششم از سوي نمايندگان مجلس چهارم خبرگان رهبري، گروهي با مسوليت آيتالله سيداحمد خاتمي، موظف به تهيه بيانيه پاياني با محورهاي مشخص شدند.
در جلسه هيات رييسه بعد از بررسي نطق رييس مجلس خبرگان، در مورد بيانيه، بحث ميشود كه آيت الله هاشمي رفسنجاني، سه شرط را مطرح مينمايد.
اول- از عنوان كودتاي مخملي در جايي ازبيانيه اشاره نشود.
دوم- حمايت جدي از دكتر محمود احمدينژاد رييس جمهور صورت نگيرد.
سوم- به بحثهايي چون درگيريهاي خياباني محكوميت آن پرداخته نشود.
شروط آيت الله هاشمي رفسنجاني، مورد پذيرش آيتالله سيداحمد خاتمي قرار ميگيرد و در اين بيانيه با تغيير كودتاي مخملي به «استحاله انقلاب ، ايجاد فتنه و اغتشاشات اخير» و همچنين حمايت از دكتر محمود احمدينژاد به انتظارات خبرگان از رييس جمهور و حذف بحث درگيريهاي خياباني و محكوميت آن، بيانيه خبرگان با تاييد آيت الله هاشمي رفسنجاني، منتشر شد.
بيانيه منتشر شده مورد تاييد نخبگان و بزرگان نظام از جمله رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنهاي و آيت الله جوادي آملي قرار گرفت.
آيت الله جوادي آملي در نماز جمعهي اين هفته قم با اشاره به برگزاري نشست مجلس خبرگان در اين زمينه گفت: مجلس خبرگان به خوبي برگزار شد و بيانيهي آن نيز خوب بود و اعضاي آن ديدار پربركتي را نيز با رهبري داشتند
به گزارش خبرنگار جهان، در این تجمع اعتراضی که مقارن با ساعت 10 صبح ششم مهرماه در مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار شد، دانشجویان معترض که بادکنکهای سبز به همراه داشتند سعی کردند پس از تجمع از درب اصلی دانشگاه خارج شوند که با ممانعت نیروی انتظامی مواجه شدند و سپس با راهپیمایی در محوطه دانشگاه به شعار دادن پرداختند.
برخی از شعارهای این افراد بدین شرح بود:
* منتظری زنده باد هاشمی پاینده باد
* مجتهد واقعی منتظری صانعی
* دولت کودتا استعفا استعفا
* مرگ بر دیکتاتور
همزمان با این تجمع که با اعلام قبلی و توزیع گسترده شبنامه ای با عنوان " تجمع اعتراضی با حضور رئیس دولت کودتا" صورت گرفت، برخی از دانشجویان به صورت خود جوش در محل راهپیمایی حاضر شدند و نسبت به تجمع حامیان موسوی واکنش نشان دادند.
این تعداد که در حدود 150 نفر بودند با گذاشتن تریبون آزاد خواستار بیان دیدگاههای دانشجویی شدند. اما در ادامه با توجه به شعارهای تند معترضان این گروه نیز شعارهای زیر را سر دادند:
* دروغگو دروغگو 72 کشته کو ؟
* مرگ بر دیکتاتور مخملی
*موسوی اسرائیل پیوندتان مبارک
* مرگ بر قانون گریز مزدور
* گرین کارت نمی خوایم نمی خوایم
این تجمعات تا ساعت 12 ادامه داشت که با اذان ظهر گروهی به سمت نمازخانه و گروهی برای صرف نهار رفتند و هیچ درگیری هم گزارش نشد
آقای موسوی قابل هدایت که نیست چراکه اگر قابل هدایت بود درمان بنیانگذار جمهوری اسلامی هدایت میشود پس همگی دست به دعا برا ایشان بر میداریم که خداوند انشاالله ایشان را شفا دهند نباید هیچ خرده ای به ایشان گرفت چرا که وی خذازده الهی است و خدا بایذد از وی بگذرد
به گزارش جهان، حمایت صریح و بدون پرده آمریکا و کشورهای اروپایی از اغتشاش گران وقایع پس از انتخابات، تردیدی در وابسته بودن این جریان به دشمنان نظام باقی نگذاشته است هر چند چنین ادعایی درباره کسانی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی دور از ذهن است اما نمی توان نقش آنها را در بوجود آمدن حوادث تلخ بعد از انتخابات و تلاش برای بی اعتباری جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی نادیده گرفت.
با این حال بسیاری از تحلیل گران سیاسی، غرور بی حد و حصر نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس و نامزد متوهم انتخابات دهم را که پس از انتخابات به یکی از منفورترین چهره های سیاسی کشور به خصوص در بین دوستداران انقلاب تبدیل شده، ریشه اصلی بوجود آمدن چنین فجایعی می دانند.
اصرار موسوی بر تقلب آن هم با وجود پیش گویی جالب وی در ساعات رای گیری و اعتراف دوستانش به ساختگی بودن این سناریو، تنها برای اعاده حیثیتی صورت می گیرد که به بهای هزینه کرد از حیثیت کل نظام اعمال شده است.
اضافه شدن شایعه تجاوز در زندان های جمهوری اسلامی نیز از حربه هایی است که میرحسین و کروبی دست دشمنان نظام دادند و معلوم نیست که چنین ضربه ای به ارکان معنوی نظام در چه زمان و موقعیتی جبران خواهد شد؟
با این حال به نظر می رسد، ریخته شدن خون چندین جوان بیگناه و صدمات جسمی و روحی تحمیل شده به بسیاری از هموطنان که با تحریک افرادی چون نخست وزیر مغرور دوران دفاع مقدس صورت گرفته، نباید در پشت جنایاتی نظیر ماجرای کهریزک پنهان شود.
هرچند که لازم است، طبق فرموده رهبر معظم انقلاب تمام مجرمان فجایع کهریزک معرفی و محاکمه شوند، و در این راه سایت جهان همانطور که قبلا وعده کرده بود از هیچ پیگیری و تلاش رسانه ای خود کوتاهی نمی کند، اما نباید از نقش افرادی چون میرحسین موسوی که به تحریک مردم، خیابان های ایران را به صحنه خونریزی مبدل کرده اند غافل شد.
در همین راستا سولات جدی در افکار عمومی مطرح است:
معرفی شعبه ای در دادسرای کارکنان دولت برای رسیدگی به شکایات علیه میرحسین موسوی تا چه حد و میزان عملی خواهد شد؟
آیا در حالی که تمامی سلطنت طلبان و منافقین و صهیونیستها یکپارچه به حمایت از میرحسین موسوی پرداختند، نباید به پشت پرده چنین جریان و چنان حامیانی با دقت و ظرافت و قاطعیت بیشتری رسیدگی کرد؟
در این راستا هر گونه عملکردی که دستگاه قضایی برای رسیدگی به ابعاد مسببین فجایع اخیر از خود نشان دهند در تاریخ ثبت خواهد شد و مردم منتظرند تا جدیت و قاطعیت نظام اسلامی را در برخورد با غائله آفرینان ببینند.
این گزارش می افزاید پس از واکنش نیروهای انتظامی حاضر در مسیر راهپیمایی به اغتشاشگران چهره مذکور پس از شناسایی با یک دستگاه موتور سیکلت پولسار از معرکه گریخته است!هنوز مشخص نیست که راکب موتورسیکلت از محارم وی بوده است یا نه؟!گفتنی است نامبرده که سابقه بازداشت توسط نیروهای امنیتی به جرم تحریک اغتشاشگران در روزهای پس از انتخابات را داشته است متعهد شده بود که دیگر در تجمعات حاضر نشود. حال مشخص نیست آیا در روز قدس هم برای خوردن ساندویچ در بین اغتشاشگران حاضر شده بود یا نه؟!
منبع ثانیه نیوز
به قول ضرب المثل معروف سزای گرگ مرگ است ایشان دیگه خدا زده شده است و آدم به شو نیست و عاقبت مال حرام هم اینگون فرزندان تحویل جامعه میشود


خبرنگار ثانیه نیوز مطلع شد که اعضای سایت آینده که از ابتدا ارتباط نزدیک و منظمی با مهدی هاشمی رفسنجانی و ارتباطات نیمه پنهانی را با دکتر علی لاریجانی سامان داده بودند بعد از خروج معنادار فرزند آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی از کشور، به طور کامل در اختیار علی لاریجانی قرار گرفتهاند هرچند هنوز ارتباط خود با دفتر آیت الله اکبر هاشمی را حفظ کردهاند. 
